ما شبو پیش هم چهارتایی خوابیدیم
خیلی شب خوبی بود هیچ کس از زوق این که فردا قراره برای چند روز بریم بیرون نخوابید
من که از همه بدبخت تر بودم با چه کسی هم گروه شده بودم
یونا که کاملا خواب بود چون هیچ زوقی برای فرداش نداشت
صبح شد
(تیپ هاشون تو قسمت قبلیه)
هممون سکامونو برداشتیم و یه تاکسی گرفتیم
تا رسیدیم دیدیم بچه های هر کلاس دارتن سوار اوتوبوساشون میشن اما بچه های کلاس منتظر همگروهیاشون هنوز مونده بودن
پیاده شدیم وسریع رفتیم پیش همگروهیامون
من که همگروهیم اومده بود ولی مال اون سه تا نیومده بود
یونا دسته ی ساکشو کشید پایین و نشست رو ساکش
-هی پاشو الان همگروهیت میادا
با چپ چپ نگاه کردنش معلوم بود که الان از عصبانیت میخواست منفجر بشه
*
*
*
یونا:
منتظر همگروهیامون بودیم البته من که اصلا نبودم
چون میدونستم کلش میشه دعوا
و همه ی روزا برامون خراب میشه
همینجوری که داشتم اطافو نگاه میکردم یهو دیدم اون سه تا از ماشین پیاده شدن
نا خداگاه از جام بلند شدم و همینجوری به اونا خیره شده بودم
آخه کی برای مسافرت این طوری لباس میپوشه؟؟؟
تیپ بکهیون:
تیپ جی:
تیپ وی:
خدایا شفا بده
-چرا اینجوری نگا میکنی؛خیلی خوشگل شدیم نه؟؟؟
+
یه تک سرفه ای کردم و گفتم:اممم.ممم.... نه خیر اصلا خوشگل نشدین اخه کی برای مسافرت اینجوری لباس میپوشه؟؟؟
اقای کیم یه سوتییییی زد و گفت همه سوار شین
هممون سوار شدیم من زود تر رفتم که دم پنجره بشینم که اون زود تر نشست و یه زبون در اورد
منم برای این که کم نیارم گفتم:حالا منم نخواستم دم پنجره بشینم
اخه چرا اون استاده این کارو کرد
گرچه دلیلش خیلی معلومه چون اون از خانم سو خوشش میاد به این بحونه میخواست پیش اون بشینه
کاش من تو اون کلاس بودم که این معلمش نبود
بکهیون نصف راهو خواب بود سرشو گذاشته بود به پنجره و تَــــخت خوابید
*
*
*
بکهیون:
وقتی از خواب بیدار شدم یه صحنه هایی دیدم
روبرومو که نگاه کردم دیدم جی هوپ وجسیکا سرشونو گذاشتن رو شونه هم خوابیدن
چه سریع دوست شدن
اون ور ترو که نگا کردم دیدم آیو و وی هم همینجورن البته وی سرشو گذاشته بود رو شونه آی یو و خود آیو هم تکیه داده بود به صندلی
تهیون و اون پسره هم که مثل اونایی که قهر کرده بودن خوابده بودن
اومدم یونا رو ببینم که یهو دیدم یچیزی خورد رو شونم وقتی برگشتمو نگا کردم دیدم...
(پارک هیونگ شیک ملقب به استاد کیم:)

(سو یی هاین ملقب به معلم سو)

(پارک سئو جون همونی که با تهیون همگروهی شد)

خیلی زشته میدونم
.
.
.
-بنظرتون چی شد؟؟؟
-مرسی که خوندینش
-فعلا
안녕